توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:31 PM
اطلاعات وبلاگ
کل بازدید : 263711
تعداد کل پست ها : 3601
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آذر 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 11 خرداد 1396
نویسنده وبلاگ : مهدی گلشنی
پیوندهای مفید
قرآن آنلاین
- تفسیر آیات33-34 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 214 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 10-18 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 213 نهج البلاغه
- شرح و تفسير حکمت 209 نهج البلاغه
- تفسیرآیات285-286 سوره بقره
- شرح و تفسير حکمت 208 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 1-6 سوره آل عمران
جدید ترین مطالب
مترجم وبلاگ
ساعت
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:31 PM
پرسش :
لطفا به 3 سوال ذیل پاسخ دهید. الف) نظر قرآن كريم، درباره معاشرت با نابابان (مفسدان، خيانتكاران و...) چيست؟ ب) اثرات منفي فردي و اجتماعي معاشرت با آنان چيست؟ ج) با احتمال تأثير مثبت بر آنها به سبب رفت و آمد تكليف چيست؟
پاسخ :
الف) بيترديد عامل سازنده شخصيت انسان ـ بعد از اراده و خواست او ـ امور مختلفي است كه مهمترين آنها همنشين و دوست ميباشد، خداوندمتعال درباره عاقبت دوستي با افراد گمراه و ناباب ميفرمايد: "وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَيَ يَدَيْهِ يَقُولُ يَـَـلَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً # يَـَوَيْلَتَيَ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَ نًا خَلِيلاً # لَّقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِي وَ كَانَ الشَّيْطَـَنُ لِلاْ ?ًِنسَـَنِ خَذُولاً;(فرقان،27ـ29) و به خاطر بياور روزي را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان ميگزد و ميگويد: اي كاش با رسول خدا راهي برگزيده بودم، اي واي بر من! كاش فلان ]شخص گمراه[ را دوست خود انتخاب نكرده بودم! او مرا از ياد حق گمراه ساخت، بعد از آن كه آگاهي به سراغ من آمده بود، و شيطان هميشه مخذول كننده انسان بوده است". براساس آيات مذكور، انسان بايد از دوستي با افراد گمراه، غافل و شيطان صفت بپرهيزد.(ر.ك: نمونه، آيتاللّه مكارم شيرازي و ديگران، ج 15، ص 68ـ72، دارالكتب الاسلامية، تهران.)
همچنين از آيه 11 و 12 سوره حجرات بر ميآيد كه انسان بايد از كساني كه ديگران را مسخره و مورد عيبجويي و طعن وتهمت قرار داده و آنها را با القاب زشت و ناپسند خطاب كرده، و در امور ديگران تجسس كرده و ديگران را غيبت ميكنند، پرهيز كرد.(ر.ك: همان، ج 22، ص 177ـ195.)
و نيز از آيات ديگر برميآيد كه با انسانهاي بيايمان، مشرك، بيتقوا، منافق، دروغگو و... نبايد دوست شد.(ر.ك: سوره حجرات، آيات 6ـ8، 10، 13، و... .)
حضرت امام جواد7 ميفرمايد: "از دوستي و همنشيني بدان بپرهيز كه همچو شمشير برهنهاند، ظاهرش زيبا و اثرش بسيار زشت است."(بحار الانوار، علامه مجلسي;، ج 71، ص 198، مؤسسة الوفأ، بيروت.)
ضمناً دربارة نهي و تحريم دوستي با يهود و نصارا، كافران و منافقان به آيات: 51 مائده، 13 ممتحنه، 118 و 28 آل عمران، 89 و 139 نسأ و 1 ممتحنه مراجعه شود.
ب) برخي از اثرات منفي دوستي با نابابان عبارت است از: 1. گمراه شدن; 2. آسيب رساندن به افراد و جامعه; 3. تبديل شدن دوستيها به دشمنيها; 4. پشيماني; 5. غافل شدن از ياد خدا و توجه به امور بيهوده و باطل; 6. تغيير سرنوشت پسنديده به ناپسند; 7. جهنمي شدن; 8. حسرت در قيامت; 9. دل مردگي; 10. خسارت سنگين; 11. خشم خداوند و...
قرآن كريم، حالت انسان جهنمي را در روز قيامت بيان ميكند. شخص جهنمي دستِ خويش را از شدت حسرت به دندان ميگيرد و ميگويد: "اي كاش با رسول خدا راهي را برگزيده بودم. اي واي بر من! كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم!" و بعد ميگويم: "او من را از ياد حق گمراه ساخت، بعد از آن كه آگاهي به سراغ من آمده بود; و شيطان هميشه مخذول كنندة انسان بوده است."
امام جواد7 ميفرمايد: "از هم نشيني بدان بپرهيز، كه هم چون شمشير برهنهاند، ظاهرش زيبا و اثرش بسيار زشت است."(مستدرك الوسائل، محدث نوري، ج 8، ص 351، مؤسسة الالبيت:.)
پيامبر اكرمميفرمايد: "چهار چيز است كه قلب انسان را ميميراند: تكرار گناه ـ تا آن جا كه فرمود: و همنشيني با مردگان; كسي پرسيد: اي رسول خدا6 مردگان كياناند؟! فرمود: ثروتمنداني كه مست ثروتاند"(وسائل الشيعه، همان، ج 20، ص 197.)
قرآن كريم، ميفرمايد: در روز قيامت دوستان (ناباب) دشمن انسان خواهند شد: "الاْ ?َخِلآ َّءُ يَوْمَغذِ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوُّ إِلآ الْمُتَّقِينَ; (زخرف، 67) دوستان در آن روز دشمن يك ديگرند مگر پرهيزكاران."
امام صادقميفرمايد: "بدانيد هر دوستي كه در دنيا براي خاطر خدا نباشد در قيامت تبديل به عداوت و دشمني ميشود."(بحارالانوار، مجلسي;، ج 16، ص 227، مؤسسة الوفأ و... / ر.ك: تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، ج 15، ص 71ـ74، دارالكتب الاسلامية، ج 21، ص 110ـ112.)
ضمناً به آيات 99 شعرأ، 80 مائده، 51 صافات، 22 مجادله در اين باره مراجعه كنيد.
ج) طبق ادلة قرآني امر به معروف و نهي از منكر، و شرايطي كه مراجع بزرگوار در اين باره فرمودهاند، اگر خوف از تأثيرپذيري همنشيني با بدان نباشد، و از سوي ديگر، احتمال تأثيرگذاري بر آنها باشد، وظيفه آن است كه به قدر ضرورت رفت و آمد و معاشرت صورت پذيرد.
اينك جهت آگاهي بيشتر مطالبي را در اين زمينه (روشهاي امر به معروف و نهي از منكر از ديدگاه قرآن كريم) ارائه ميكنيم:
در قرآن كريم، آيات متعددي دربارة امر به معروف و نهي از منكر وجود دارد كه شماري از آنها عبارتند از: آياتو 114 آلعمران، 71 و 112 توبه، 17لقمان و 41حج.
خداي متعال در آيه 110 سورة آلعمران ميفرمايد: "شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديدار شدهايد; به كار پسنديده فرمان ميدهيد، "تأمرون بالمعروف" و از كار ناپسند باز ميداريد، "و تنهون عن المنكر" و به خدا ايمان داريد..." در آيه 112 توبه آمده است: "(آن مؤمنان) همان توبه كنندگان، پرستندگان، سپاسگزاران، روزهداران، ركوعكنندگان، سجدهكنندگان، وادارندگان به كارهاي پسنديده، بازدارندگان از كارهاي ناپسند، و پاسداران مقررات خدايند و مؤمنان را بشارت ده."
در اين آيه، سلسله مراتبي در امر به معروف و نهي از منكر بيان شده كه ابتدا از پند و نصيحت شروع ميشود و به صورت بياعتنايي، تنبيه ابتدايي و... تا مراحلي دشوار پيش ميرود; به عبارت ديگر، از آسانترين مرحله شروع ميشود و چنانچه لازم باشد تا سختترين مرحلة مجازات ادامه مييابد; البته اين سير كلي در امر به معروف و نهي از منكر است; امّا اين كه آسانترين مرحله و شيوههاي برخورد اوليه چيست و چگونه بايد اين كار را شروع كرد و بدان پرداخت، آياتي در قرآن وجود دارد كه آنها را بازگو ميكند.
1. خيرخواهي: آمر و ناهي بايد خيرخواه شخص نصيحت شونده باشد و چنانچه در كلام ـ و اگر بتواند در عمل ـ خيرخواهي خويش را بروز دهد، اثري به مراتب بيشتر خواهد داشت.
در تبليغ دين نيز بايد از روي خيرخواهي يكي از شيوههاي تأثيرگذاري است. قرآن به نقل از پيامبرش ميفرمايد: "أُبَلِّغُكُمْ رِسَـَـلَـَتِ رَبِّي وَأَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِين;(اعراف،68) پيغامها و رسالتهاي پروردگارم را به شما ابلاغ ميكنم و همانا براي شما خيرخواهي امينم."
2. جدال احسن: قرآن ميفرمايد: "ادْع إِلَي سَبِيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَة وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَة وَجَدِلهُم بِالَّتِي هِي أَحْسَن...;(نحل،125) با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن، و با آنها به طريقي كه نيكوتر است، استدلال و مناظره نما. پروردگار تو از هر كسي بهتر ميداند كه چه كسي از طريق او گمراه شده و چه كساني هدايت يافتهاند.
حكمت، به معناي دانش و منطق و استدلال، و موعظه نيكو، استفاده از عواطف انسانهاست; چرا كه موعظه و اندرز، بيشتر جنبة عاطفي دارد كه با تحريك آن ميتوان بسرعت به نتيجه مطلوب رسيد. جدال احسن، در صورتي است كه حق، عدالت، امانت و صدق و راستي بر آن حكومت كند و از هر گونه جسارت، توهين، تحقير و... پرهيز شود.
3. صلابت در سخن: آمر و ناهي بايد در سخن خود قاطع باشد; البته در بسياري موارد قاطعيت با ملايمت و جدال احسن منافاتي ندارد.
4. تطابق قول و فعل: قول و فعل آمر و ناهي بايد مطابق هم باشد تا مصداق آيه شريفه 44، بقره قرار نگيرد كه ميفرمايد: "أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَكُم; آيا مردم را به نيكي امر ميكنيد و خودتان را فراموش ميكنيد (خود آن را ترك ميكنيد)..."
تطابق قول و فعل در راهنما و موعظهكننده از نظر روانشناسي بسيار مهم و چه بسيار مواردي كه همين تطابق قول و عمل ـ بدون اين كه چيز ديگري ضميمه شود ـ خود موجب هدايت و ارشاد ديگران ميشود.
5. رهنمودهاي روانشناسي: روانشناسان، با استفاده از تجربه به نكاتي در زمينه هدايت و پرورش و چگونگي و راهبردهاي آن رسيدهاند كه آگاهي از آنها در پيشبرد تكريم شخصيت مخاطب مؤثر است. قبل از برخورد و نصيحت، ميتوان نكات مثبتي از اخلاق، درس، ورزش، و... را از مخاطب به زبان آورد و وي را به خاطر آن تمجيد كرد; آنگاه تذكر داد كه چنين شخصيتي (مثلاً در رتبه علمي و يا سطح ورزشي) شايسته نيست چنين كار ناپسندي را مرتكب شود و...
ضمناً از آيات 6ـ9 ممتحنه استفاده ميشود: حتي با مشركان و كافران كه احتمال تأثير و آوردن اسلام ميدهد مانعي ندارد معاشرت كنيد، تا اين مهم اتفاق بيافتد.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:30 PM
پرسش :
فكر كنم در سوره اعراف آيه اي است با اين مضمون كه "هر امتي را اجلي مي باشد". مي خواستم بدانم در مورد امت اسلامي اين آيه چه معنا و مفهومي دارد. يعني آيا امت اسلامي را هم اجلي مي باشد؟
پاسخ :
مطلب مطرح شده در پرسش، مضمون آيه 34 سوره اعراف است: «و لكل امة اجل فاذا جاء اجلهم لايستأخرون ساعة و لايستقدمون؛ و براي هر امتي اجلي است؛ پس چون اجلشان فرارسد، نه [مي توانند] ساعتي آن را پس اندازند و نه پيش»
پرسش مطرح شده از ديرباز مطرح بوده و حتي بعضي از مذاهب ساختگي كه در قرون اخير پيدا شده اند براي رسيدن به اهداف خود، لازم ديده اند كه قبل از هر چيز پايه هاي خاتميت پيامبر اسلام(ص) را به گمان خويش متزلزل سازند، لذا بعضي از آيات قرآن را كه هيچ دلالتي بر هدف آنها ندارد به كمك تفسير به رأي، و سفسطه بر مقصود خود منطبق ساخته اند از جمله آية مورد بحث است، آنها مي گويند: قرآن گفته است هر امتي پاياني دارد و منظور از امت، مذهب است بنابراين مذهب اسلام نيز بايد پاياني داشته باشد!
بهترين راه براي درك چگونگي اين استدلال اين است كه معني واقعي «امت» را در لغت، و سپس در قرآن مجيد، مورد بررسي قرار دهيم.
از بررسي كتب لغت و همچنين موارد استعمال اين كلمه در قرآن كه بالغ بر 64 مورد مي شود چنين استفاده مي گردد كه «امت» در اصل به معني جمعيت و گروه است.
مثلا در داستان موسي مي خوانيم «و لما ورد ماء مدين وجد عليه امه من الناس يسقون» : «هنگامي كه به آبگاه شهر مدين رسيد، جمعيتي را مشاهده كرد كه (براي خود و چهارپايانشان) مشغول آب كشيدن هستند» (سوره قصص، آيه 23) و نيز در موارد امر به معروف ونهي از منكر مي خوانيم: «ولتكن منكم امه يدعون الي الخير» : «بايد جمعيتي از شما باشند كه دعوت به نيكيها كنند». (سوره آل عمران، آيه 104)
و نيز مي خوانيم: «و قطعناهم اثنتي عشره اسباطا امما» : «ما بني اسرائيل را به دوازده قبيله و گروه تقسيم كرديم». (سوره اعراف، آيه 160)
و نيز مي خوانيم: «و اذا قالت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلكهم» : «جمعيتي (از ساكنان شهر ايله از بني اسرائيل) گفتند: چرا اندرز مي دهيد افراد گناهكاري را كه خداوند آنها را هلاك خواهد كرد...» (اعراف، آيه 164)
از اين آيات به خوبي روشن مي شود كه امت به معني جمعيت و گروه است، نه به معني مذهب و نه به معني پيروان مذهب، و اگر مي بينيم كه به پيروان مذهب، امت گفته مي شود، به خاطر آن است كه آنها نيز براي خود گروهي هستند.
بنابراين معني آيهء مورد بحث اين است كه هر جمعيت و گروهي، سرانجامي خواهند داشت ، بعضي نه تنها تك تك مردم، عمرشان پايان مي پذيرد، بلكه ملت ها هم مي ميرند و متلاشي مي شوند، اصولا در هيچ مرد «امت» در معناي مذهب به كار نرفته است و به اين ترتيب آية مورد بحث هيچ گونه ارتباطي به مسأله خاتميت و دين اسلام ندارد. (تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، ج 6، ص 158، دارالكتب الاسلاميه)
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:28 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:28 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:28 PM
پرسش :
آیا اهل قبور با توجه به آیات ذیل می شنوند؟ سوره فاتر آیه 22 و سوره روم آیه 52 و سوره نمل آیه 80.
پاسخ :
در جواب شما باید عرض نماییم که در حقیقت مردگان می شنوند . در قرآن آیاتی داریم که اشاره می کند که بعضی از زندگان با مردگان سخن گفته اند مانند آیه 93سوره اعراف که حضرت شعیب(ع) بعد از اینکه قومش به عذاب گرفتار می شوند با آنها سخن می گوید و در روایات هم داریم که پیامبر اکرم(ص) مردگان جنگ بدر را مورد خطاب قرار می دهند و به آن ها می گویند آیا وعده پروردگار را حق دیدید؟[1] اما اینکه نحوه و چگونگی این ارتباط چگونه است مبهم است البته در روایت دیگری هست[2] که پیامبر(ص) می فرماید ایشان از شما شنواترند اما نمی توانند جواب دهند.آیاتی هم که اشاره نمودید در حقیقت کنایه ای است درباره اینکه مردگان دیگر مرده و دست آن ها از دنیا کوتاه شده است و گرنه آن ها سخنان ما را می شنوند و بدان توجه دارند.
پی نوشتها:
[1] بحارالانوار ج 19 ص 346
[2] همان.
www.hawzah.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:28 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:28 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:28 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 12:28 PM
پندهای امام علی (ع)
صفحات سایت
50515253545556575859>
کپی رایت وب
تمام حقوق این وب اعم از مطالب و عکس و فیلم ها متعلق به این وب می باشد و کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع بلامانع است .
همسایه های ما
چاپ محتویات صفحه


